اضطراب یک احساس مبهم ناخوشایند است که معمولاً با علائم فیزیولوژیک همراه است. تظاهرات فیزیولوژیکی شامل: افزایش ضربان قلب، افزایش تعداد تنفس، تعریق، لرزش، سرگیجه، تنش عضلانی و مشکلات دستگاه گوارشی است. در روانشناسی معمولاً بین اضطراب و استرس تفاوت قائل میشوند. در استرس یک محرک ترسناک و آزاردهنده مشخص بیرونی وجود دارد درحالیکه معمولاً منشا اضطراب، مشخص نیست و یک احساس مبهم ناخوشایند ذهن فرد را درگیر میکند. به بیان دیگر میتوان گفت اضطراب، علامت خطری برای حضور احساسات ناخوشایند است.
اضطراب از سه مسیر بدنی تجربه میشود. اولین مسیر، عضلات مخطط و ارادی است. در یک سطحی از تنش، عضلات بهواسطه کارکرد سیستم عصبی درگیر تنش میشوند. در این حالت این تنش از تکاندادن دست و پا تا احساس سفتی و گرفتگی در عضلات ارادی مثل ماهیچهها حس میشود. دومین مسیر، عضلات صاف یا غیرارادی مثل عضلات دستگاه گوارش است. اضطراب از یک حدی که بیشتر میشود سیستم گوارشی و عضلات صاف را تحتتاثیر قرار میدهد و فعالیت منظم آن را مختل میکند. در این سطح از اضطراب، مشکلات گوارشی ، مشکل در هضم غذا، نیاز به تخلیه فوری و ناگهانی ادرار و مدفوع دیده میشود. در حالتهای شدیدتر ممکن است بیماریهای خودایمنی در سطوح عضلات صاف اتفاق بیفتد مثل سندرم روده تحریکپذیر. سومین مسیر، آشوب شناختی است. یعنی به خاطر اضطراب شدید، سیستم ادراکی فرد دچار مشکل میشود. این مشکلات از احساس گیجی سطحی تا بیهوششدن را میتواند دربرداشته باشد. همانطور که گفتیم اضطراب یک زنگ خطر برای سیستم روان ماست و اگر این خطر از اندازه پردازش مغز ما بیشتر شود مغز میتواند به شکل موقت خود را از کار بیندازد. برای همین برخی افراد بعد از یک شوک عصبی ممکن است بیهوش شوند.
اضطراب در درمان روانکاونه نقش بسیار مهمی دارد. آسیبشناسی روانی معمولاً بر پایه اضطراب و احساسات ناخوشایند مطرح میشود. فروید در دو دوره مهم، نظریه مهمی درباره اضطراب بیان میکند که به طور کلی اضطراب را دلیل سرکوب برخی احساسات میداند و در روش، خودش نیز به دنبال حل و فصل همان احساسات میرود.
این مهم را باید در ذهن داشته باشیم که اضطراب، یک عملکرد سالم و طبیعی سیستم روانی ما است و در طول تکامل باعث بقای ما شده است. اما آن چیزی که باعث میشود اضطراب آزار دهنده باشد، شدت و مدت زمان زیاد حضور و تجربهی آن است.
عرفان باقرزاده


